جنبش سبز ايران
13آبان سبزترين روز سال مهندس میرحسین موسوی در آستانه روز ۱۳آبان بیانیه شماره ۱۴ خود را خطاب
به ملت ایران صادر کرد. وی ۱۳ آبان را سبزترین روز سال دانست. به گزارش
“کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است. بسم الله الرحمن الرحیم در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این
رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله
فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجهای باید خود را شماتت
کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود
و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحولخواهی باقی
نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین
نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه
تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی
نبودند که سالها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن
طفل سیزده ساله است …» دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانشآموزانی که برای
تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانهترین
کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات
خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به
همان نتایج خیرهکننده دست مییابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر
کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان
انسانها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو
نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او
را نمیشناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در
سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه افتادن لازم نبود که
پیدرپی شماتت شوند. درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است
کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این
رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که
خود را پیرو خط امام میخواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان
را دنبال نمود. قطعا هیچیک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به
آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور میکردند
بعد از چند روز حادثه تمام میشود و به خانههایشان باز میگردند. ولی
امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول
نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد میداند که
جامعهای شکلیافته از چوبهای فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات
پاکیزهای ندارد. او مردم را رهبر میپسندید، زیرا میدانست که گذر از یک
گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان
خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را
از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی
بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت کرد به سوی آن چیزی که
ما را زنده میکرد. آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه میرسد. آیا امروز
قابلتصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش
شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از
دست دادهایم، و اگر چنین نباشد این نشانهای از ریشههای انقلابی ماست.
ما به اتکای این ریشههاست که سبز شدهایم، ریشههایی که اگر از آنها دور
شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو میکنند. به این
خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاطآمیز
داشته باشیم. حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافهپرستان و سپردن انقلاب به
دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یکصدساله
مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت
به ریشههای تاریخیاش نفع نمیبرد، و اگر برخی دولتهای بیگانه بر ترویج
چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه میکنند. آنها اگر
لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله
مینشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه
وجود دارد برای ملت ما قناعت میکنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند.
این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت شویم. این روزها هر نگاهی که به نگاهی میافتد از پیروزی میپرسد. کی به آن
میرسیم؟ چه چیز ما را به آن میرساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش
میاندازد؟ و چه چیز آن را کمال میبخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و
وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد
کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد).
همین که خواستهای در جامعه متولد میشود دیگر هیچ کس قادر نیست از
برآورده شدن آن ممانعت کند و دولتها تنها میتوانند بر مقادیری چون زمان
و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند. آیا ما هم میتوانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر
المعرفه؛ انسانها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش میگذارند در
خور نیکوییها قرار میگیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از
آن که از رنجهای خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود
بهرهمند شدهاند. راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان میدهد
که ما تا انتها بر سر خواستههای خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار
تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه
باز میگشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز میکند. اگر برای قبول
این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی
که آنان مناسبات بینالمللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از
خردورزی و متانت کناره گرفتند میشد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم
را به هیچ معامله خواهندکرد. دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت
خود تاکید نمودند، که با گشادهدستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان
دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراطگرند. حتی اگر با تلاش
دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلحآمیز هستهای
جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریطهای دولتمردان ایمن نشدهایم، زیرا
رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریمها و
فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است. چیزی که ما میتوانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط
نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را
ترک میکنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن
چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان
اصلیاش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را
باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین
فردا از راه رسید یکه نخوریم.باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که
مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم. تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن
فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمیگذاریم و میراثهای به جا
مانده از مبارزات نسلهای پیشین را به هیچ تقلیل نمیدهیم. و هر آنچه از
آرمانها و خواستههایمان که جا بماند با زندگیهای خود آن را به دست
میآوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی
نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگیهای ماست. بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی
بتوانند بیمحابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد
وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار میآید
اگر زندگیهای ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را
تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر
این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگیهای واضح بود ما تنها در صورتی
میتوانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح میکردیم و این
کار را با زندگیهای خود انجام میدادیم. البته بسیارند ملتهایی که این توانایی خود را به جا نمیآورند و ترجیح
میدهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند،
ولی مردم ما هستند. سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم
رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک میگویم و برای گروهی از
آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند
آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیتهای بلندشان آرزو میکنم. میرحسین موسوی ايشون آقاي احمدي نژاد رييس جمهور ايران هستند . بيانيه تشكيلات راه سبز اميد دانشگاه شريف:به جاي پس دادن راي مردم پيكرهاي خونين عزيزانشان را تحويل دادند. در روزهای اخیر و پس از تجمعات گسترده اعتراضی دانشجویان دانشگاه شریف و
پس از آن حکم تعلیق و ممنوع الورودی 6 تن ار فعالین دانشجویی، اخیراً
تشکیلات راه سبز امید دانشگاه شریف با صدور بیانیه ای که هفته گذشته در
دانشگاه صنعتی شریف توزیع شد اعلام موجودیت کرده و ضمن دفاع از حق اعتراض
دانشجویان، برخوردهای اخیر با دانشجویان را نیز محکوم نموده است. متن کامل
این بیانیه چنین است: به نام خالق آزادي کودتای انتخاباتی 22 خرداد فصل
جدیدی از تاریخ سیاسی ایران را رقم زد. تقلب انتخاباتی که بی توجه به
خواست مردم و توهین به آگاهی ملت ایران بود. مردمی که برای تغییر وضع
موجود پس از چهار سال دروغ و تقلب و دزدي و خیانت در فضای سرشار از امید
سبز به تغییر به خیابان ها آمدند و خدمت گزاران سپاه و بسیج و جیره خوران
دولت مردم فریب به جای حراست از مردم با باتوم و گاز اشک آور و اسلحه های
سرد و گرم به جان ملت افتادند تا رافت اسلامی و مهرورزی خود را بار دیگر
به جهانیان اثبات کنند و به جای پس دادن رای مردم، پیکر های خونین
عزیزانشان را تحویل دادند. اگرچه امروز برای سرپوش گذاشتن بر جنایات خود
هزاران فعال سیاسی و مدنی، دانشجو و زن و مرد و پیر و جوان را در شکنجه
گاه های مخوف تحت فشار های غیر انسانی قرار می دهند و عده ای را در دادگاه
های نمایشی قرون وسطائی و در سیمای کودتاچیان به اعترافات واهی وا می
دارند، کوس رسوائیشان بر همگان برملا گشته ومردم چنان آگاه شدند که با
چنین ظلم و ستم اربابان کودتا حتی اندکی از اهداف خود عقب نشینی نکرده
اند. جنبش دانشجویی همواره هزینه های سنگینی در طول عمر پر بار خود در
برابر مستبدین خِرد ستیز پرداخته است و اینک با شروع سال تحصیلی جدید که
هنوز حوادث تلخ کودتای انتخاباتی از یادمان نرفته است، موج جدید برخورد با
دانشجویان با خیال خام ایجاد محیط رعب و وحشت مدتی است که آغاز شده تا این
آخرین و نیرومند ترین تشکیلات ضد دیکتاتوری را خاموش کنند. اخراج اساتید
منتقد و ستاره دار کردن دانشجویان در آزمون كارشناسي ارشد علي رغم کسب
رتبه های ممتاز و احضارهاي بي شمار به كميته هاي انضباطي و نهادهاي قضايي
و امنيتي و صدور انواع احکام سنگین تلاش هاي بي فرجامي بود براي هر چي
بيشتر بستن فضاي دانشگاه تا هیچ صدای معترض و مخالفی باقی نماند. اما با
شروع سال تحصیلی همان طور که شاهد آن بودیم دانشگاه نشان داد كه همچنان
زنده است و دانشجويان با اعتراضات گسترده عزم استوار خود را در پافشاری بر
استبداد ستیزی نشان دادند و کودتاچیان چنان به ترس و لرز افتادند که صحن
دانشگاه را میدان جنگ تلقی کردند و به جیره خواران خود در بسیج حکم جهاد
دادند. دانشگاه صنعتی شریف به عنوان دانشگاه پیشگام در عرصه ی علم و صنعت
در کشور خود را حامی و همراه جنبش مدنی ملت ایران می داند و با تکیه بر
"اتحاد حداکثری بر مطالبات حداقلی" خود را جزئی از جنبش سبز می داند و
دولت دهم به ریاست آقای احمدی نژاد را فاقد مشروعیت دانسته و خواستار
برخورد قانونی با عاملان و آمران کودتای انتخاباتی می باشد. دانشجويان
آگاه و آزادي خواه شريف نيز بر آنند تا راه سبزي را كه در پرورش نهال
آزادي و عدالت و مردمسالاري آغاز شده است با اميد و تلاش مضاعف ادامه دهند
و در اين راه همچون ديگر مردم دلير و صلح جوي ايران از تمام ابزار و فرصت
هاي قانوني براي اعتراض به خيانت مدعيان دروغين قانون به امانت آراي مردم
و قانون شكني ها و تجاوز هاي پي در پي آنان به حقوق ملت استفاده خواهند
كرد. تشکیلات راه سبز امید دانشگاه صنعتی شریف رفتارهای غیر انسانی و غیر
عقلانی چند ماه اخیر در کشور را محکوم می کند و حضور سبز خود رابرای
استقبال از خادمان کودتا در دانشگاه تحت هر شرایطی نشان خواهد داد و و
تأكيد مي نمايند از آنجا كه اصل 27 قانون اساسي تجمعات بدون حمل سلاح را
در هر مكاني آزاد وبي نياز از مجوز مي داند،دانشجويان هر گاه كه صلاح
بدانند به صورت قانوني و مسالمت آميز در صحن دانشگاه حقوق خود و هم
ميهنانشان را فرياد خواهند زد. راه سبز اميد دانشگاه صنعتی شریف همچنين
هرگونه احضار دانشجویان به کمیته ی انضباطی و نهاد های موازی اطلاعات در
دانشگاه (حراست) و خارج دانشگاه را شدیدا محکوم می کند و آن را همانند
ديگر شيوه هاي سركوبگرانه كودتاچيان براي خاموشي نداي سبز مردم ايران بی
اثر و بي فرجام می داند. دكتر ابراهيم يزدي
/*
/*]]-->*/
دیدی که خون ناحق پروانه
شمع را چندان امان نداد که شب را
سحر کند ۱- در رویدادهای بعد از دهمین انتخابات ریاستجمهوری
و اعتراضهای مسالمتآمیز مردم در خیابانها و نیز در بازداشتگاههای رسمی و
غیررسمی، ارتکاب جرم و جنایات مطرح و ادعا شده است که میتوان آنها را در سه گروه
طبقهبندی کرد: تجاوزهای جنسی، آزار و شکنجه در بازداشتگاهها و قتل افراد در
خیابانها و در بازداشتگاهها. از این سه، تجاوزهای جنسی در نامههای آقای کروبی
مطرح شده و هیاتی هم آنها را بررسی و گزارشی منتشر کرده است. در مورد آزار و شکنجه
زندانیان که حداقل در بازداشتگاه کهریزک، مقامات قضایی در حال رسیدگی هستند و
ظاهرا ۱۰۴ نفر به عنوان شاکی مراجعه کردهاند و هفت نفر از
مسوولان نظامی و انتظامی بازداشت شدهاند. در مورد جنایات ارتکابی در کوی دانشگاه
نیز گفته میشود تحقیقات مفصلی در جریان است. اما این رسیدگی هم اگر خبر آن صحت
داشته باشد، خوب و بجاست، اما کافی نیست. رئیس سابق قوهقضائیه با صراحت گفته بود
که زندان، به خصوص نگهداری در سلول انفرادی که رویه رایج در بسیاری از زندانها به
خصوص در مورد زندانیان سیاسی است، نوعی شکنجه محسوب میشود. این رویه باید متوقف
شود. ۲- اما در جریان رویدادهای بعد از انتخابات، افرادی،
چه در خیابانها و چه در بازداشتگاهها کشته شدهاند. اگر چه مقامات قضایی،
انتظامی و امنیتی، قتل تعدادی از هموطنانمان را تایید کردهاند، اما در مورد تعداد
آنها و وابستگی آنها به نهادها و جناحها، دعاوی متفاوتی مطرح شده است. در حالی که فیلمهای ضبط
و پخش شده از برخی صحنهها، تیراندازی به سوی مردم را نشان میدهد و پزشکیقانونی
علت مرگ برخی از بازداشتشدگان را ضربوشتم و ضربه به سر ذکر کرده است، برخی از
مقامات اصرار دارند که مردم و خانواده ها بپذیرند که بازداشتشدگان به علت ابتلا
به بیماری مننژیت در گذشتهاند. صرف نظر از تعداد کشتهشدگان،
چه در خیابانها و چه در بازداشتگاهها، قتل مظلومانه جمعی از مردم بیگناه قطعی و
غیرقابل انکار است. آنچه در این نوشته مورد بحث است، داوری در مورد راست یا دروغ
بودن تجاوزات جنسی به بازداشتشدگان و یا در مورد شکنجه در زندانها و تعداد کشتهشدگان
یا دعاوی مسوولان امر نیست- رسیدگی و داوری به این دعاوی در واقع وظیفه اصلی قوهقضائیه
سالم، بیطرف و صاحب عزم است- بلکه در مورد قتل مظلومانه این بیگناهان است. این
افراد در هیچ دادگاهی محاکمه و محکوم نشده بودند. جرم برخی از آنها تنها شرکت در
یک راهپیمایی اعتراضی بوده است. این مشارکت با هیچ ضابطه و معیار حقوقی و قانونی،
جرم و آن هم جرمی که مجازاتش قتل باشد، محسوب نمیشود. چه کسی اجازه تیراندازی به
سوی مردم را صادر کرده است؟ قانون اساسی، راهپیمایی بدون حمل اسلحه را آزاد دانسته
است. نظام جمهوریاسلامی با قانون اساسیاش تعریف شده است. زیر پاگذاشتن اصول
قانون اساسی یعنی اقدام علیه نظام. قانون اساسی یک میثاق و پیمان ملی است. زیر پا
گذاشتن یک جانبه اصول قانون اساسی یعنی نقض عهد. این قانونشکنی، خلاف آموزههای
قرآنی است: یا ایها الذین آمنوا افوا بالعقود (مائده ۱). برخی از نظریهپردازان جریان راست افراطی اعتقادی
به جمهوریت ندارند و اسلامیت نظام را اصل میدانند. بر این اساس آنها اولیتر از
هر کسی هستند که به آموزههای قرآن عمل کنند. چطور میتوانند آموزههای قرآن را به
بهانه حفظ نظام زیر پا بگذارند. ۳- میگویند تظاهرکنندگان قصد آشوب داشتهاند، یا در
اعتراضهای خیابانی دست به آشوب زدهاند. به فرض صحت این ادعا، راه کار مقابله با
شورش خیابانی، تیراندازی به سوی مردم به قصد کشتن آنها نیست. در نظامهای
قانونمدار در چنین مواردی، یعنی احتمال شورش و تخریب، ماموران ضدشورش، برای
متفرق کردن مردم ابتدا تیراندازی هوایی میکنند. سپس در صورت ادامه شورش، به
پاهای تظاهرکنندگان تیر میزنند که بتوانند آنها را دستگیر کنند. کسانی که حکم
تیراندازی به سوی مردم و کشتن آنها را صادر یا آنهایی که این دستورات را اجرا کردهاند
با هیچ معیار و ضابطهای نمیتوانند این قتلها را توجیه کنند؛ در هیچ دادگاهی نمیتوانند
ثابت کنند که این افراد مجرم و مستحق مرگ بودهاند، اینها اگر بتوانند جواب مادر و
یا پدر روحالامینیها را بدهند و آنها را ساکت نمایند نه جوابی برای وجدان خود
دارند و نه از عدالت خداوند راه گریزی. ۴ – خداوند کریم میفرماید: «ولا تقتلوا النفس
اللتی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا ـ و کسی را که
خداوند (کشتن وی را) حرام کرده نکشید، جز بحق، و هر کس که به ستم کشته شود، به
وارث او تسلطی دادهایم ـ اسراء ۳۳». آیا کشتن این مظلومان حق
بوده است؟ با چه معیار و ضابطهای با کدام حکم شرعی یا قانون مدنی؟ به راستی بای
ذنب قتلت: به کدامین گناه کشته شده است؟ مشخص کردن تعداد کشتهشدگان ضروری و مهم
است. اما جدال بر سر تعداد آنان بازدارنده پیامدهای آن نیست. باز هم این خداوند
است که میفرماید: من قتل نفسا بغیر نفس اوفساد فیالارض فکانما قتلالناس
جمیعا... (مائده ۳۰). آیا آمران و عاملان این
کشتارها از آن عاقبت سوئی که از آن راه گریزی ندارند، نمیهراسند، ترس و نگرانی
ندارند؟ ممکن است از رسیدگی در
دادگاههای این دنیایی، راههای گریزی داشته باشند اما آیا راه گریزی از خشم الهی
دارند، آیا آنها برگ مصونیت از پیگرد الهی را دریافت کردهاند؟ به راستی چه فکری کردهاند؟
و چه فکری میکنند؟ "مسجد آتشیها" در نزدیکی شاهچراغ، به قول شیرازی ها سردزک، مسجدی بود
کوچک، اما گرم و سرشار از حضور جوانان. آیه الله سید علی محمد دستغیب امام
جماعت مسجد بود و مسجدش کانون حضور جوانان. برای ما دانشجویان آن روزگار
آیه الله دستغیب نشانه ای از همان صمیمیت بسیاری به علت یا دلیل موقعیت تازه ای که در حکومت یافتند، اندک اندک
از آن شعار ها کمتر دم زدند و یا دم فرو بستند. مصلحت نظام مثل جذام ریشه
های آن شعار ها را بلعید و هل من مزید زد. جای آرمان، مصلحت نشست و جای
ارزش های دینی، حفظ نظام ارج و اعتبار پیدا کرد. مثل همه انقلاب ها، حقیقت
انقلاب در برابر واقعیت ها تسلیم شد. آرمان تیدیل به کابوس شد. مثل همه ما که در برابر کشتار جوانان در سال 1367 ساکت ماندیم. گمان می
کردیم شرایط جنگ و تهدید خارجی می تواند مجوزی برای چنان جوان کشی باشد،
که در تاریخ ما کمتر نظیری برای آن می توان یافت. به قول مولوی: آیه الله منتظری برای نسل ما و نسل هایی که از راه می رسند، یک حجت
است. حجتی که با صدای رسا می گوید، می توان در برابر ستم ایستاد و کلمه حق
را بر زبان آورد. امروز دیگر صدای آیه الله منتظری- که به تعبیر دقیق و به هنگام دکتر
بشیریه، رهبر معنوی جنبش سبز ملت ایران است- تنها نمانده است. صدای آیه
الله سید جلال طاهری در قم و صدای آیه الله سید علی محمد دستغیب در شیراز
بازتاب هایی از همان فریاد است. این صدا از ژرفای فطرت دینی و انسانی می
جوشد. کدام فطرت انسانی ست که ستم را می پذیرد و بدتر از آن توجیه کننده
ستم و سرکوب می شود؟ اطلاعیه ای دیدم که عده ای نامه ای به مقام رهبری نوشته اند و از سخنان
آیه الله دستغیب برائت جسته اند. آن نام و نشانها که گروه نخستش ائمه جمعه
هستند که تماما کارمندان دفتر رهبری محسوب می شوند. گروه دوم فرماندهان
سپاه هستند که برخی از آنان با دین و انقلاب در همان مسجد آتشیها ( مسجد
قبای فعلی ) و از طریق آیه الله دستغیب به تعبیر قرآن مجید: فاما الزبد فیذهب جفاءا و اما ما ینفع الناس فیمکث
فی الارض( رعد/17) کف ها به کناری می رود و چهره صاف و تابناک آب پدیدار
می شود. در برابر این اطلاعیه، وظیفه مردم شیراز و جوانان شیرازی و دانشجویان
است که باز هم مثل همان سال ها مسجد آتشیها را که امروزه رونق بسیاری
یافته است، با حضور خود سرشار از گرمی و حماسه کنند. بگذاریم صفوف نماز
جماعت مسجد آتشیها تا کوچه و خیابان امتداد یابد. تا همه بدانند، روحانی
شجاع و حقیقی که از مردم و آزادی و عدالت حمایت می کند تنها نمی ماند. در اصفهان پیش از انقلاب، امام جمعه رسمی که نماز می خواند، مامومینش
چهار پنج نفر بیشتر نبودند. نماز جمعه آیه الله طاهری در مسجد حسین آباد
غلغله جمعیت بود و نیز نماز جمعه آیه الله غروی در خارج شهر اصفهان در
کارخانه چوب بری! شيرين عبادي : آمريكا چشم بر نقض حقوق بشر در ايران بسته است •
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و مدافع حقوق بشر، روز سهشنبه آمریکا
و غرب را متهم کرد که چشمان خود را بر نقض حقوق بشر در ایران بستهاند. وی
گفت: «اگر آقای اوباما میخواهد دست دوستی به دیگر ملتها دهد، چرا دست
دولتی را میخواهد بفشرد که حقوق بشر را نقض میکند؟!» ... میرحسین
موسوی طی دیدار روز گذشته خود با مهدی کروبی با اشاره به خیل نیروهای
انقلاب که به حاشیه رانده شدهاند گفت: "شما نگاه کنید و ببینید که چه
تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شدهاند. حاشیه انقلاب ما الان
بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم، چندین وزیر
داریم، نمایندگان، مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار
گرفتهاند، چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟" وی در ادامه با انتقاد
از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود: "مدام اطلاعات غلط به مردم می
دهند و فکر می کنند که مردم باور می کنند. همین تعداد کشته های پس از
انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد می گویند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی
بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این
امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور
ما در سیما هستید؟ چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خود داری می کنید؟
اگر صادقانه سخن می گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان
برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید." با سلام خدمت دوستان و بزرگوارانی که با ایمیل های خود ابراز لطف می نمایند از همه این دوستان در این جا باید تشکر و قدردانی کرد و از بعضی از دوستان که نشد در موعد مقرر به ایمیل هاشون پاسخ داده بشه باید عذر خواهی نمود . خیلی ممنون از نظرات و پیشنهادات سازنده شما ها . سپاسگزار از صبر و حوصله شما بزرگواران . تقی رحمانی: در سپهرحقوق ومنافع ملی وبستر مدنی وچهارچوب حقوقی وقانونی راه سبز امید را باید تعریف کرد،رهبری نامتمرکزوخودجوشی که نهادها،احزاب،شبکه های اجتماعی باتوجه به اهداف مشخص به دنبال آن هستند. بااین وصف باید توجه داشت که مجموعه وظایفی برای رهبری غیرمتمرکزنهادهای مدنی مرجع واحزاب وشخصیتها وجود می دارد که درصورت تحقق آن شبکه های اجتماعی قدرتمند می شود.مهندس موسوی در بیانیه شماره ۱۰ خود نگاه به ایران ودید به ارزشهای جمهوری اسلامی واجرای ظرفیتهای قانون اساسی دارد؛ ظرفیتهایی که همه مردم ایرانی می دانند و تنوع مذهبی،قومی،زبانی،اقوام ایرانی را در کلیت خود تایید می کنند. اما نگاه محوری این نوشتار، شکافتن رابطه بین شبکه یا نهادهای مدنی غیر رسمی با نهادهای مدنی مرجع،احزاب وشخصیتهای سیاسی و فکری می باشد.
شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای
تاسیسات هستهای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانهها انجام آن را
یک خبر مهم تلقی نمیکردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیتهای هستهای
کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه
آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود،
شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک
پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتحالمبین نامیده شود؟
دستگاه
ظاهری میتواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباسهای
تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم میتوانند با نگاهشان از آنان قهرمان
بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برندهاند؟ دستگاه
ظاهری میتواند آنان را در دادگاههای نمایشی محکوم کند و نگاه مردم
میتواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از
این دو در واقعیت جامعه حکومت میکنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای
توهینآمیز خود خانوادههای آنان را سرافکنده و خوارشده میخواهد و
نگاههای مردم آنان را در عین تلخکامیهایی که میچشند سربلند میبیند.
کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانوادهها چیره است؟ دقت کنید که
تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از
دیگر تواناییهای آنان نگفتهایم. دستگاه ظاهری میتواند برای این
خانوادهها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم میتوانند آنان را در آغوش
بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری
میتواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و
معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکههای اجتماعی میتوانند با
حمایتهای خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر
است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این
دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگیهای ماست که به هر
امری در نظم ظاهری جامعه معنا میبخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن
این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگیهایمان صحنه جامعه را
تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی
این ما هستیم که با زندگیهای خود به آن جهت میدهیم.


و صداقت و یکرنگی و وفایی
بود که از دین و آیین انتظار داشتیم. صدایی آرام و نگاهی مهربان. انقلاب
با شعار آزادی و عدالت آغاز شد و آن شعار ها در ساختار قانون اساسی و نظام
جمهوری اسلامی به گمان ما شکل گرفت.
آن روز ها تنها یک صدا از سراسر مسئولان کشور و نظام برخاست. صدای آیه
الله منتظری، به جوان کشی اعتراض کرد، و از موقعیت سیاسی که داشت برکنار
شد. در برابر اقدامی که او کرد آن موقعیت سیاسی که ارزش و اعتباری نداشت.
به تعبیر امام علی علیه السلام حکومت برای احقاق حق است و گرنه بی بها تر
از آب بینی بز است!
آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک
شنگینک و منگینک! سربسته به زرینک
آشنا شدند. گروه سوم هم مسئولان دولتی...

سید محمد خاتمی
عبادی
افزود که غرب در سه سال گذشته فقط در مورد متوقف کردن برنامه هستهای و
غنیسازی اورانیوم در ایران با مقامات این کشور صحبت کرده و این موضوع
برای غرب مهمتر از وضعیت حقوق بشر در ایران است.
وی گفت: «اگر اوباما میخواهد دست دوستی به دیگر ملتها دهد، چرا دست دولتی را میخواهد بفشرد که حقوق بشر را نقض میکند؟!»
خانم
عبادی در مصاحبهای با خبرگزاری رویترز گفت: «مقامات ایرانی سه نفر را
اخیرا به اعدام محکوم کردند تا کسانی را که در زندان هستند مرعوب کنند.»
خانم عبادی همچنین افزوده است که به نظر او نارضایتی عمومی مانع از اجرای
این احکام خواهد شد.
قوه قضائیه ایران این سه نفر را به ایجاد اغتشاش
پس از انتخابات ریاست جمهوری و ارتباط با گروههای اپوزیسیون خارج از کشور
متهم کرده است.
خانم عبادی در مورد این اتهامات گفت: «این دروغ بزرگی
است و محمدرضا علیزمانی، یکی از این سه نفر، پیش از انتخابات بازداشت شده
و به وی گفته شده بود در صورتی که به شرکت در اعتراضات اعتراف کند آزاد
میشود.»
محمدرضا علیزمانی که ۳۷ سال سن دارد، در جلسه دوم محاکمه
دستهجمعی رسیدگی به اتهامهای بازداشتشدگان حوادث پس از دهمین دوره
انتخابات ریاست جمهوری ایران به اتهامهایی چون «محاربه از طریق عضویت و
فعالیت در انجمن پادشاهی ایران، توهین به مقدسات، و تبانی و اجتماع با هدف
اقدام علیه امنیت داخلی کشور» متهم شد.
این مدافع حقوق بشر از آمریکا و غرب خواست تا در مورد این سه متهم موضع قاطعانهتری در قبال جمهوری اسلامی بگیرند.
شیرین
عبادی همچنین از اعطای جایزه صلح نوبل به آقای اوباما استقبال کرد. وی
افزود: «به نظر من صلح فقط به این معنی نیست که جنگی در کار نیست. صلح
مجموعهای از شرایط است که به انسانها اجازه میدهد در آرامش و با احترام
زندگی کنند.»
خانم عبادی گفت تا دو ماه دیگر به ایران برمیگردد
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |



